تبلیغات
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست - مطالب آبان 1389
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست

ما آزادیم در حالی که نیستیم

لحظه ای که انسانیت را به یاد آورد

چهارشنبه 5 آبان 1389

نوع مطلب : معرفی اساتید، 

از دانشگاه داشتم بر می گشتم تو حال خودم بودم با کیفم که تو بغلم بود داشتم ور می رفتم که چشمم افتاد به دو تا زن روستایی که سنی ازشون گذشته بود داشتن سبزی می فروختن کنار خیابون هواسم به کار خودم بود که دیدیم یهو یکیشون به زبون محلی برگشت گفت زاک بفرما نهار(تو مایه های پسرم بفرما نهار) گفتم ممنون یهو بدنم گر گرفت اخمام تو هم رفت ، تو دنیایی کثیفی که یکی تو خوشی گم شده حتی حاضر نیست آدمایی دیگه رو ببینه ، تو دنیایی لجنی که یه گوشش یه عده ای زندگی می کنن که تا حالا مزه سوار شدن اتوبوس و شلوغی سر صبح یا غروبش نچشیده تو دنیایی کثافتی که یه عده سر هر وعده غذاشون چند نوع غذا مختلف دعوا سر این که چرا این غذا هست اون غذا نیست ، انسانیت بعد از مدتها تو چشم اون زن روستایی دیدیم که با اون وضعیت ضعیفش حاضر بود غذاشو با من گم شده تقسیم کنه حتی بدون اینکه من بشناسه .






فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها