تبلیغات
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست - مطالب تیر 1388
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست

ما آزادیم در حالی که نیستیم

تولد

جمعه 26 تیر 1388

نوع مطلب :هذیان، 


در  اتاقم به دنبال چیزی می گردم که نمی یابم ، جستجو و تفتیش به جای می رسد که تمام صندوقچه ها و کشوها را ویران می کنم و سرانجام آن را می یابم 22 شمع که سال پیش به بهانه 22 سالگیم نیم سوز شده  بود را پس از تلاشی بی نهایت سخت می یابم و در کنار این  شمعهای نیم سوخته شمعی دیگر که تازگی دارد را بر سر گور 22 سالگیم روشن می کنم ، چه زود گذشت 23 سال از اولین روزی که عریانی  ام را دنیا دید ، چه زود گذشت از شنیدن اولین اذانی که پس از تولد در گوشم نجوا کردند حتی بدون آن که بدانم شنیدن چیست و یا اینکه بهتر بگویم اذان چیست ، 26 تیر سال 66 مصادف با سالی که نماد شرقی اش گربه است به روایتی خرگوش ، نمی دانم که کدام است!    شرقی هم گویا خود  گیج و منگ آن هستند که گربه است یا خرگوش با این حال هیج تاثیری ندارد، چون تعاریف و باورهای اینگونه بیان شده است که هر دو یکی اند .

23 سال پیش به فرمان و خواست پروردگارم از دنیای که هیچ نمی دانم از آن ،  پای به دنیایی زمینیانی نهادم که هر چه تلاش می کنم جمله یا جملاتی  بیابم برای تعریف آن چیزی بهتر از توصیفات نیما گونه مشیری نمی یابم ، فکرم ، ذهنم و باورها و اعتقاداتم تاییدی بر این توصیفات است :

ای ستاره ها ، که از جهان دور ،
چشم ِ تان به چشم بی فروغ ماست !
نامی از زمین و از بشر شنیده اید ؟
در میان آبی زلال آسمان
موج دود و خون آتشی ندیده اید ؟

این غبار محنتی که در دل فضاست ،
این دیار وحشتی که در دل فضا رهاست ،
این سرای ظلمتی که آشیان ماست ،
در پی تباهی شماست !

گوش تان اگر به ناله من  آشناست
از سفینه ای که می رود به سوی ماه ،
از مسافری که می رسد ز گرد راه
از این زمینه فتنه گر حدز کنید !
پای این بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سیاه ست !

ای ستاره ای که پیش دیده ی منی
باورت نمی شود که : در زمین
هر کجا ، به هر که می رسی
خنجری میان مشت خود نهفته ست
پشت هر شکوفه تبسمی
خارجانگزای حیله ای شکفته ست !

آن که با تو می زند صلای مهر ،
جز به فکر غارت دل تو نیست ،
گر چراغ روشنی به را توست ،
چشم گرگ جاودان گرسنه ای ست !

ای ستاره ، ما سلام مان بهانه است
عشق مان دروغ جاودانه است .
در زمین زبان حق بریده اند
حق ، زبان تازیانه است.
وان که با تو صادقانه درد دل کند
های های گریه شبانه است !

ای ستاره باورت نمی شود :
در میان باغ بی ترانه ی زمین
ساقه های سبز آشتی شکسته است.
لاله های سرخ دوستی فسرده است.
غنچه های نورس امید ،
لب به خنده وانکرده مرده است.
پرچم بلند سرو ِ راستی
سر به خاک سپرده است !
... .

هنوز هم فرهنگ لغاتم "من" را این گونه تعریف می کند :
 من یعنی فرمانروای مطلق ذهن ، روح ، جسم  انسانی خویش .

نمی دانم باید بگویم 23 سال یا 22 سال ولی 23 سالگیم شروع شده تلاشی دوباره و مضاعف برای پر کردن پیمانه .

این جا جشن توادی ست بی کیک و شیرینی و جشنی ، این نوشته ها هذیاناتی ست که به مناسبت یک سال بزرگتر شدنم نوشته شده است و هیج ارزش مادی ومعنوی دیگری ندارد.


 






فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها