تبلیغات
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست - لحظه ای که انسانیت را به یاد آورد
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست

ما آزادیم در حالی که نیستیم

لحظه ای که انسانیت را به یاد آورد

چهارشنبه 5 آبان 1389

نوع مطلب : معرفی اساتید، 

از دانشگاه داشتم بر می گشتم تو حال خودم بودم با کیفم که تو بغلم بود داشتم ور می رفتم که چشمم افتاد به دو تا زن روستایی که سنی ازشون گذشته بود داشتن سبزی می فروختن کنار خیابون هواسم به کار خودم بود که دیدیم یهو یکیشون به زبون محلی برگشت گفت زاک بفرما نهار(تو مایه های پسرم بفرما نهار) گفتم ممنون یهو بدنم گر گرفت اخمام تو هم رفت ، تو دنیایی کثیفی که یکی تو خوشی گم شده حتی حاضر نیست آدمایی دیگه رو ببینه ، تو دنیایی لجنی که یه گوشش یه عده ای زندگی می کنن که تا حالا مزه سوار شدن اتوبوس و شلوغی سر صبح یا غروبش نچشیده تو دنیایی کثافتی که یه عده سر هر وعده غذاشون چند نوع غذا مختلف دعوا سر این که چرا این غذا هست اون غذا نیست ، انسانیت بعد از مدتها تو چشم اون زن روستایی دیدیم که با اون وضعیت ضعیفش حاضر بود غذاشو با من گم شده تقسیم کنه حتی بدون اینکه من بشناسه .




حمید
شنبه 14 خرداد 1390 06:41 ب.ظ
اگه با این دنیا مشکل داری باید بدونی که این جبر روزگاره که یک نفر فقیره یک نفر ثروتمند و یک نفر معلول یک نفر هم نخبه
جامعه ما با وجود افرادی مثل تو هیچوقت آباد نمیشه
تو توی حرفات دم از مارکسیست و سوسیالیست میزنی ولی نمیدونی که مارکسیست خیلی وقته که دیگه فاتحه اش خونده شده
الان زمان ، زمان اپریالیسم و سرمایه داریه ، تموم کشورهای بزرگ هم اپریالیسم هستند
شما بهتره مشکلت رو ابتدا با خودت حل کنی
در ضمن توی این روزگار کسی که نتونه پا به پای قدرتمندها حرکت کنه مستحق له شدن زیر دست و پای دیگرانه
پاسخ Jay_black : در گیری ذهنی شدیدی داری انگار که من محکوم به مارکسیست و سوسیالیست مس کنی ، تو اصلا من می شناسی و عقاید من می دونی که محکوم می کنی ؟

حمید
چهارشنبه 11 خرداد 1390 03:06 ب.ظ
خیلی عقده داری ها
پاسخ Jay_black : عقده چی ؟
تعریف کن ببینم این عقده مه می گی چی هست
ستاره
چهارشنبه 4 خرداد 1390 08:27 ب.ظ
اگه این جوری شده وضعمون چون خودمون میخوائیم بهم بی تفاوت باشیم تو جامعه ای که حتی دکترا هم کاسب شدن به مریض به چشم جنس نگا میکنن بهتراز نخواهد شد تو دنیای که همه چی شده هوس بهتر از این نمیشه تو روزگاری که همه وقتی پیشتن که جیبت پر پول باشه تو وقتایی تنهایی همه تنها ترت میزارن بهتر از این نمیشه
دل منم خیلی گرفته از این نامردمیا اما شاید خدا هم دیگه خسته شده از این همه سنگ دلی و ما رو به به خودم واگذاشته تا ببینه ما تا کجا پیش میریم
پاسخ Jay_black : ...
shadi
جمعه 2 اردیبهشت 1390 02:05 ب.ظ
مریمی نازدونه
چهارشنبه 25 اسفند 1389 01:26 ب.ظ
پیشنهاد چیه بابا توام
نه
اس نیومد روز سپندار....!!!!!!!!!!!!!

با آقای ای کیو قطع رابطه کردم.استادم در این کار..بی جنبه بود.!!!!!


اونشب گفتم همکلاسی(فاطمهsmigel)عقد کرد بهم نگفتا..متوجه شده بودی؟!!!هه هه

همه چی آرومه.من چقدر خوشحالم.

خدا هست.دیگه این حرفو نزن.ی جایی همین دورو بر
پاسخ Jay_black : ای کیو کی بوده و خدا می دونه :d
بی جنبهd owwwwwwwwww my god:
فریاد سکوت
چهارشنبه 11 اسفند 1389 06:35 ب.ظ
سلام دوستان خسته نباشید مطالب خوبی دارین و قالبتون زیاد جالب نیست ، پیشنهاد می کنم پست هایی که میذارین رو این همه طولانی نکنین ، از ادامه مطلب بیشتر استفاده کنید و جذاب تر شدن مطالب از عکس هم می تونید استفاده کنید...

در کلبه سکوتم منتظر قدوم مبارکتون هستم...
هادی
یکشنبه 17 بهمن 1389 04:30 ب.ظ
قشنگ بود ایمان جان
پاسخ Jay_black : مرسی فدات شم
ایندریا
شنبه 16 بهمن 1389 08:10 ب.ظ
ابراز همدردی با انسان هایی كه به ما شبیه و شاید غریبه اند،‌ كار آشنایی است. گاهی در چهره ی زحمتكشان نیاز خود به تلاش و كوشش در جریان زندگی را حس می كنیم. عالی بود. سپاس
دختر شالیزارون
چهارشنبه 15 دی 1389 11:57 ب.ظ
سلام رفیق قدیم ..
زندگی رو هنوز توی نگاه زن ها و مردهای روستایی میشه دید ... زندگی ایی که ما با این همه خوشی ازش خسته شدیم و اونها با این هه سختی و درد ، به زیباترین شکل ممکن نفس میکشندش ...
پاسخ Jay_black : سلام دوست قدیم من و دلم برات تنگیده بود
مریم
یکشنبه 21 آذر 1389 04:57 ب.ظ
خوب دستش رو رد نمی کردی یه لقمه می خوردی
پاسخ Jay_black : اون لحظه به خوردن دیگه فکر نمی کردم و به انسانیت یه زن روستایی فکر می کردم
هرچی بخوای
شنبه 8 آبان 1389 12:44 ق.ظ
نه بابا حتما دیده بود عجب تیکه ای هستی خواسته بود مختو بزنه

جدا از شوخی پست قشنگی بود
پاسخ Jay_black : هی ، تو هم دل خوش داری ها
فرزین كارگر
جمعه 7 آبان 1389 08:03 ب.ظ
درود
ابرار من نانم تی منظور از خدمت خلق چیسه؟؟؟؟
تو خدمتی دئندری؟
گیلك بمنی
پاسخ Jay_black : نه برا جون .
شعری ایسه که مبه پر معنی ایسه می عقاید من ایه شعر خونه دانه ،
مونم تا جای که بتونم می سعی کنم که رعایت بکنن ایه شعار می زندگی میون
شادی
جمعه 7 آبان 1389 01:58 ق.ظ
سلام. آخ چه حالی میداد به جای نه گفتن میرفتی و میشستی پیششون. دلت نمی خواست؟ میدونم گاهی با توجه به شرایط و فرهنگ بی فرهنگیمون تصمیم می گیریم،نه قلبمون.
پاسخ Jay_black : بحث دل خواستن نیست ، تو اون لحظه اگه بهترین غذاهای دنیا با خوراک بهشتی هم بود لب نمی زدم چون یخ کرده بودم ، تو این دنیایی کثیفی که اونایی که باید بذل و بخشش کنن به درد مردم برسن نمی رسن ، یه زن روستایی که با زحمت پول اون غذا رو به دست اورده بود حاظر بود غذاش با یکی مثل من که هیچ رابطه ای باهاش نداشت حاظر بود تقسیم کنه . من تا چند ساعت بعد این قضیه اصلا تو حالم خودم نبود قفل کرده بودم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها