تبلیغات
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست - اندر احوالات وردی جابرن حیان رشت
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست

ما آزادیم در حالی که نیستیم

اندر احوالات وردی جابرن حیان رشت

سه شنبه 14 مهر 1388

نوع مطلب :هذیان، 

اندکی با خود می اندیشم  و به سطح سواد محدود خویش در زمینه ادبیات رجوع می کنم و مثالهای فروانی می یابم مثل کلمات بفرماید ، بشین ، بتمرگ یا ببخشید شما ...، آقا یه لحظه می شه... و وایسابینم... دو گروه از کلماتی هستن که در گویش های مختلف زبان فارسی مورد استفاده قرار می گیرند  گروه اول یعنی کلمات بفرماید ، بشین ، بتمرگ برای یک فعل استفاده می شوند و آن فعل چیزی نیست جز درخواستی برای نشستن که بفرما را مودبانه ترین شگل گویش  و بتمرگ را می توان به عنوان کوچه بازاری ترین  و به نوعی بی ادبانه ترین نوع فعل نشتن خواند و گروه دوم داری کاربردهای متعددتری ست و به عبارتی می توان این گونه بیان کرد که تقاضای درخواست یا سوالی می تواند باشد .
این چند خط برای توصیف رفتاری ست که امروز در ورودی موسسه غیرانتفاعی جابرن حیان رشت با آن مواجه شدم که در زیر می توانید بخوانید !
به همراه دو تن از دوستان که ورودی جدید کارشناسی رشته کامپیوتر در این موسسه هستند برای گرفتن فرم انتخاب واحدشان به این موسسه مراجعه نمودیم ، بر روی شیشه کاغذی بود به وسعت A4 که روی آن نوشته بود ورود با کارت دانشجویی اقدامی کاملا به جا ، هنگام ورود برخوردی صورت گرفت که باعث این همه نوشتن شد !
مسئول انتظامات یا حراست ورودی : کارت دانشجویی دارین ؟
من: من نه، دوستم دانشجو این دانشگاه ست  و با دست که جلوی من بود به او اشاره کردم
مسئول انتظامات یا حراست ورودی : با اشاره سر شما بیرون و دوست من که تقریبا پلها را طی کرده بود و به پایین برگشت برای نشان دادن کارت دانشجویی.

من بیرون از در ورودی  تا زمان برگشت دوستانم بارها شاهد این برخورد با دانشجویان این موسسه بودم ، اما مشکل من گویش این مسئول بود نه فعل انجام دادن کارش این گویش یک گویش خیابانی ست  و در محیط آموزشی گویشها باید متفاوت از خیابان و گویشهای روزمره باشد .

چه زیباتر بود این کلمات بین من و این مسئول عزیز رد بدل می شد :

مسئول انتظامات یا حراست ورودی : آقا کارت دانشجویی دارین ؟ یا شما دانشجوی ما هستین ؟
من: من نه ، دوستم دانشجو این دانشگاه ست  و با دست که جلوی من بود به او اشاره می کردم
مسئول انتظامات یا حراست ورودی : شما به دلیل قوانین دانشگاه نمی توانید با دوستتان وارد دانشگاه شوید.
مسئول انتظامات یا حراست ورودی : می تونم کارت دانشجویتون ببینم ؟
دوست من : بله ، حتما .




ستاره
دوشنبه 11 آبان 1388 03:34 ب.ظ
سلام ایمان

این ایدی رو اد کن

لطفا
ifan.takgol
ستاره
چهارشنبه 6 آبان 1388 12:32 ب.ظ
چرا آپ نمیکنی

عوضش من هر روز آپم بیا پیش ما بی معرفت یه سری هم به وبزلاگ ما بزن
مهیار بهمنش
شنبه 2 آبان 1388 12:57 ق.ظ
سلام

واقعآ متاسفم برات . با این همه ادعایی که تو داری ایمان جان، واقعآ بعید میدونستم همچین پستی تو وبلاگت بزاری......

اون مرد فهیم تر از این چیزیه که تو نوشتی من ، تو و ما جز خس و خاشاک های این جامعه هستیم این سرزمین، این وطن، این میهن من و تو و ما جز وصله ناجور این جامعه هستیم این جامعه این سرزمین ،این وطن، این میهن
این هم وطن باهات مدارا کرد اگه من ، تو، ما جای اون هم جامعه ، اون هم سرزمین ،اون هم وطن ،اون هم میهن بودم ،بودی ، بودیم ، از کجا معلوم از کوره در نمی رفتم ،در نمیرفتی، در نمی رفتیم و نمیزدم ،نمیزدی، نمیزدیم زیره گوشش به خاطر این گناه کبیره ای که این هم جامعه ، این هم سرزمین ، این هم وطن ،این هم میهن انجام داده بود

من و تو و ما فکر نمی کردم فکر نمی کردی فکر نمی کردیم بخاطر پس گرفتن حقم حقت حقمون این همه آدم کشته شن....
به نظر من این بهترین جوابی بود که این هم جامعه این هم سرزمین این هم وطن این هم میهن به من ،تو ، ما خس و خاشاک داده بود......

امیدوارم دیگه از این برخوردها ناراحت نشی وخوشحال باشی که زندت گذاشته
حمید
جمعه 24 مهر 1388 02:42 ق.ظ
اگه ثروتمند ترین فرد یا دولت روی کره خاکی هم باشی اما اگه فرهنگ و تفکر زیبایی نداشته باشی ثروتت هیچ معنایی نداره.
مرد مشکی پوش، مهم ترین مشکل جامعمون عدم داشتن همین فرهنگ و تفکر و دید درست و زیباست.که تغییرش به قیمت گذشت زمان زیاد تغییر نسل ها مختلف ماهاست.
.
.
.
به امید اون روزی که در جامعه ای زندگی کنیم که پر از خوبی باشه
ستاره
جمعه 17 مهر 1388 08:59 ب.ظ
دیگه داره عادی میشه این چیزا

مملكت ما همه چیزش ایراد داره

اگه بخوایم به این موضوع های كوچیك فكر كنیم

فكر كنم خیلی زود تر از اینكه بخوائیم بمیریم از غصه دق میكنیم و میمیریم
ساقی دختری از اهالی فردا
پنجشنبه 16 مهر 1388 07:19 ب.ظ
بی بهونه سلام

ا
ی
م
ا
ن

......

بگذر و بگذار ... بی خیال !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها