تبلیغات
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست

ما آزادیم در حالی که نیستیم

رایانه کمک

چهارشنبه 17 تیر 1394

نوع مطلب :عمومی، 

رایانه کمک شماره تماس از سراسر ایران از طریق خطوط تلفن ثابت : 2900 907 909 بدون هیچ پیش شماره ای تنها با شماره گیری 2900 907 909 مشکلات رایانه ای خود را به کمک ما حل کنید https://www.facebook.com/tel9099072900 www.9099072900.com
شماره تماس از سراسر ایران از طریق خطوط تلفن ثابت : 2900 907 909
بدون هیچ پیش شماره ای تنها با شماره گیری 2900 907 909
مشکلات رایانه ای خود را به کمک ما حل کنید
https://www.facebook.com/tel9099072900
www.9099072900.com




گویند که در چیزی حدود همین حوالی که این پست ارسال می شود متولد شدم!

یکشنبه 26 تیر 1390

نوع مطلب :هذیان، 

چیزی بیش از دو دهه پیش در ساعتی حدود سه و نیم بامداد داغ تیر ماه پا به زمینی نهادم که شعر فریدون  بهترین وصف آن است ، از این پا نهادن هدفی بود که از پیش تعیین شده ، البته  اینگونه می گویند و این هدف شرکت در امتحانی یا آزمون یا هر چیز  شبیه این دو واژه که کلیتی  نا معلوم و جوابی نامفهوم خواهد داشت .
اکنون یک سال بزرگتر شدم ، یک سال بزرگتر شدنم پر از خوبی های بود که نسبت به سال قبل ترش پر تر بود ، اما من همانم ، همان من سابق که در تعریف واژگانم ،تعریف بشر دو پا هنوز  شعری است از  فریدون مشیری است

 ای ستاره ها ، که از جهان دور ،
 چشم ِ تان به چشم بی فروغ ماست !
 نامی از زمین و از بشر شنیده اید ؟
 در میان آبی زلال آسمان
 موج دود و خون آتشی ندیده اید ؟

 این غبار محنتی که در دل فضاست ،
 این دیار وحشتی که در دل فضا رهاست ،
 این سرای ظلمتی که آشیان ماست ،
 در پی تباهی شماست !

 گوش تان اگر به ناله من  آشناست
 از سفینه ای که می رود به سوی ماه ،
 از مسافری که می رسد ز گرد راه
 از این زمینه فتنه گر حدز کنید !
 پای این بشر اگر به آسمان رسد
 روزگارتان چو روزگار ما سیاه ست !

 ای ستاره ای که پیش دیده ی منی
 باورت نمی شود که : در زمین
 هر کجا ، به هر که می رسی
 خنجری میان مشت خود نهفته ست
 پشت هر شکوفه تبسمی
 خارجانگزای حیله ای شکفته ست !

 آن که با تو می زند صلای مهر ،
 جز به فکر غارت دل تو نیست ،
 گر چراغ روشنی به را توست ،
 چشم گرگ جاودان گرسنه ای ست !
 
 ای ستاره ، ما سلام مان بهانه است
 عشق مان دروغ جاودانه است .
 در زمین زبان حق بریده اند
 حق ، زبان تازیانه است.
 وان که با تو صادقانه درد دل کند
 های های گریه شبانه است !

 ای ستاره باورت نمی شود :
 در میان باغ بی ترانه ی زمین
 ساقه های سبز آشتی شکسته است.
 لاله های سرخ دوستی فسرده است.
 غنچه های نورس امید ،
 لب به خنده وانکرده مرده است.
 پرچم بلند سرو ِ راستی
 سر به خاک سپرده است !

اما از تعریف واژه انسان که بگذریم کوله 24 سالگی ام که یک سال بر دوشم آویزان بود به رقص طنازانه می پرداخت بر خلاف سال پیش ترش پر از خوشی وپیروزی بود ، گویا خدایم حرکتی در من دید که اینگونه هدایت گر راه به سوی من شد!
امیدم این است که کوله 25 سالگی ام را  اگر در نیمه راه از جسم مادی تهی نشدم  پرتر از کوله 24 سالگی ام بر زمین بنهم .
هنوز هم فرهنگ لغاتم "من" را این گونه تعریف می کنم :
من یعنی فرمانروای مطلق ذهن ، روح ، جسم  انسانی خویش .

این هذیانات و خزبلات هیچ ارزش مادی و معنوی ندارد جز نشان دادن اینکه یک سال پیرتر شده ام ،اما هنوز واژگانم همان است که هنگام شکل گیری "منم" شکل گرفت.  





فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها