تبلیغات
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه وسجاده دلق نیست

ما آزادیم در حالی که نیستیم

گذر

چهارشنبه 23 آذر 1390

نوع مطلب :هذیان، 

از خود که بگذرم دیگر هیچ نمی ماند
تنها تومی مانی
یک عالمه دیوانگی من
از خویشتن من که گذشتی
تنها توماندی ،عریانیتُ یک عالمه آغوش ...


27 سال شد

چهارشنبه 26 تیر 1392

نوع مطلب :هذیان، 

زاد روز  ، تولد ، بیست اندی گذشت ، 26 تمام شد 27 امد ! در بیست چند سالگی ام گم شده ام ،26 سال از شوخی شبانه یا شهوت شبانه ای گذشت که حاصلش به وجود آمدن من بود ، هنوزم سوالی ذهن مرا مشغول کرده  که پیدایش من با اندیشه ای از پیش تعیین شده بود ! یا فقط صرف خواستن بود از روی عادت !هر چه بود 26 سال گذشت  و در آستانه 27 سالگی ام !

 

 

 باز هم همچو سالهای خاکستری  بیست و بیست چند سالگی ام  که گذشت تعریفم از زمین زمینیان تغییر نکرده بازهم وصفش از زبان عمو فری  زیبا می دانم  و راست راست راست


 
ای ستاره ها ، که از جهان دور ،
 
چشم ِ تان به چشم بی فروغ ماست !
 
نامی از زمین و از بشر شنیده اید ؟
 
در میان آبی زلال آسمان
 
موج دود و خون آتشی ندیده اید ؟

 
این غبار محنتی که در دل فضاست ،
 
این دیار وحشتی که در دل فضا رهاست ،
 
این سرای ظلمتی که آشیان ماست ،
 
در پی تباهی شماست !

 
گوش تان اگر به ناله من  آشناست
 
از سفینه ای که می رود به سوی ماه ،
 
از مسافری که می رسد ز گرد راه
 
از این زمینه فتنه گر حدز کنید !
 
پای این بشر اگر به آسمان رسد
 
روزگارتان چو روزگار ما سیاه ست !

 
ای ستاره ای که پیش دیده ی منی
 
باورت نمی شود که : در زمین
 
هر کجا ، به هر که می رسی
 
خنجری میان مشت خود نهفته ست
 
پشت هر شکوفه تبسمی
 
خارجانگزای حیله ای شکفته ست !

 
آن که با تو می زند صلای مهر ،
 
جز به فکر غارت دل تو نیست ،
 
گر چراغ روشنی به را توست ،
 
چشم گرگ جاودان گرسنه ای ست !
 
 
ای ستاره ، ما سلام مان بهانه است
 
عشق مان دروغ جاودانه است .
 
در زمین زبان حق بریده اند
 
حق ، زبان تازیانه است.
 
وان که با تو صادقانه درد دل کند
 
های های گریه شبانه است !

 
ای ستاره باورت نمی شود :
 
در میان باغ بی ترانه ی زمین
 
ساقه های سبز آشتی شکسته است.
 
لاله های سرخ دوستی فسرده است.
 
غنچه های نورس امید ،
 
لب به خنده وانکرده مرده است.
 
پرچم بلند سرو ِ راستی
 
سر به خاک سپرده است !

هنوزم من خویش را در  فرهنگ لغاتم  این گونه تعریف می کنم :
من یعنی فرمانروای مطلق ذهن ، روح ، جسم  انسانی خویش .

 

می روم بر بلندای شروع  بیست و هفت سالگی ام تا ... 



فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها